ایداغ ! کہ بر بالین من دیرسیدی

ایداغ ! که بر بالین من دیرسیدی
نویسنده ؛ حسن رضا چنگیزی
۲۳ فروری ۲۰۱۳
در روز نامهٔ “دان”
در روز شنبه شانزدهم فروری ، یکبار دیگر برای اینکه شهر کوئته تر و تمیز گردد با خون مردم هزاره شستشو شد۰
با فاصلهٔ چند هفته قبل ، در دهم جنوری ۲۰۱۳ آنگاه که جهانیان سال نو را تجلیل مینمود ، در شهر کوئته در “علمدار رود ” ده ها تن از مردم هزاره را در خون شناور کرده ، آنها را به عنوانِ تحفهٔ آغاز سال جدید اهدا نمودند۰ از همانجاست که بسیاریها برای اولین بار نام مواد منفجرهٔ “سی فور” را شنیدند۰ همین مواد هلاکت بار ، در حدود صد کلو گرام ، چنان فاجعهٔ را بجا گذاشت که سر انجام نزدیک به صد نفر بشمول کودکان و زنان به حیات شان وداع گفتند و ده ها تن دیگر بی نام و نشان رفتند۰

اعتراض صلح جویانهٔ هزاره و تظاهرات در سراسر پاکستان و جهان باعث شد که در بلوچستان ، حکومت ریسانی ” وزیر اعلی سابق” سر نگون گردد و قدرت “حکومت اضطراری” بدست والی بلوچستان “ذولفقار مگسی” سپرده شود۰ با چنین دگرگونی ، تلاش ورزیدند که خویشاوندان قربانیان را اطمنان بخشند و بر زخمهای مردم هزاره مرهم گذارند ولی دولت مردان ، نه وارثان قربانیان را اطمنان بخشیدند و نه بر زخمهای هزاره مرهم نهادند۰
ادعای بلند و بالای دولت مردان بسر جایش امّا انتظاریکه از جناب والی میرفت نقش بر آب شد۰ زیرا ” ایف ـ سی ” قبلاً هم مؤظف بودند و از سوی پولس اختیارات عام و تام را کسب نموده بودند ۰ مگر با وجود آن ، کشت و کشتار در کوئته همچنان جریان داشت۰
آنچه باید انجام میشد ، این بود که با رسیدن و نشستن والی بر کرسئ قدرت ، عملیات بر علیه خشونتگران با جدیت آغاز میشد و آنها را دستگیر مینمود۰ متاسفانه ! چنین اقدامی صورت نگرفت و بر عکس ، بعضی ها لب بشکوه گشودند؛ که آری ، در نتیجهٔ رسیدن والی به قدرت و عملیات بر علیه خشونت گران ، روزگار را بر ناسیونالیست های بلوچ تنگ و فضا را بر آنها تاریک نموده است۰
اهالئ شهر کوئته ، خصوصاً مردم هزاره منتظر بودند که خبری بشنوند که ارمغان اطمان بخش به آنها باشد امّا با گذشتن یک ماه انتظار ، در ناحیهٔ دیگری هزاره نشین ، در “هزاره تاؤن” فاجعهٔ خونین تر از بار قبلی بوقوع پیوست۰
با وجود داشتن انتظار ، یک شخص عادی نیز بسادگی میتوانست حدس زند که با حذف شورای ولایتی ، خشونتگران خاموش نمی نیشینند بلکه همزمان بر بعضی از افراد شورا ، اتهام پینه و دوخته می شد که آنها ، نه تنها با خشونتگران همکارند بلکه امنیت عام و تام خشونتگران را در دست دارند۰ نکتهٔ که حتمی بنظر میرسید این است که خشونتگران با حکومت والی موضع گیری نموده ، تلاش بیسابقهٔ خودرا انجام دادند تا اینکه یکبار دیگر کودکان ، زنان بزرکسالان و جوانان معصوم و بیگناهٔ هزاره را در موج از خون غوطه ور نمودند۰
آنچه که در این جا برای افراد عادی حیرت انگیز بود این است که چگونه و از چه طریقی حدود هزار کلوگرام ( یک تون) مواد منفجرهٔ بینهایت مخرّب تا نقطهٔ حادثه رسید؟
شهروندان کوئته شاهدند که هر روز و در همه جا مامورین “آمر بالمروف و ناهی عن المنکر” آدم های عادی را چگونه و از کجا تا بکجا تلاشی میکنند و چگونه اذیت و آزار شان میدهند ۰ و حتی اگر کسی کوچکترین اسلحهٔ قانونی بهمرایش داشته باشد مزهٔ تلخ ترین رفتار را میچشد۰ پس چگونه ممکن است که کسی بتواند مواد منفجرهٔ با چنین کمیتی چشم گیری را بسادگی و بدون کدام مزاحمت تا نقطهٔ مورد هدف بیرساند؟
از این جا است که شک و تر دید افزون تر میگردد که در دولت افرادی هستند که با خشونت گران همکاری میکنند۰ و فواجع یکه از سوی خشونتگران بر علیه هزاره قبل از این به عمل آمده ما را به این باور میرساند که تا کنون کسی لازم ندانسته است که قاتلان را دنبال نماید۰
اکثر و بیشتر فاجعه ها در مناطقی رخ داده که در نزدیک آن “ایف ـ سی” و یا قرار گاهٔ پولیس وجود داشته۰ و گاهاً در وسط دو قرار گاهٔ پولیس چنان فاجعهٔ خونینی اتفاق افتاده که ده ها تن زندگی شان را از دست داده اند
و مردم هنوز پئ نبرده اند که فاجعهٔ که در سال ۲۰۱۱ در مستونگ “محل سکونت آبایئ وزیر اعلی سابق ” رُخ داد علتش چه بود ۰ هنگامیکه زائرین را از اتوبوس ها پائین کرده و در یک صف قرار داده و بالخره شناسای نموده به رگبار میکشیدند و آنهم در یک اتوبان بین المللی ، حدود نیم ساعت ، ماشین ها را متوقف کرده بودند ، تا امروز مردم در جستجوی پاسخی به چنین سوالی هستند ۰ و چند سال قبل در خانهٔ یکی از وزرای پُر نفوذ توسط حملهٔ انتحاری ، انفجاریکه رخ داد کی میتواند بگوید زیر کاسه نیم کاسهٔ نبود؟ آنزمان در همان مورد اگر تحقیقاتی صورت گرفت چرا پئ گیری نشد؟
اگر پاسخی به چنین پرسشی داده شود شاید قتل عام مردم هزاره کاهش یابد امّا متاسفانه در منطقه ، بعضی ها بجای همدردی با مردم هزاره و بجای مرهم نهادن ، بر زخمهای آنها نمک میپاشند۰
بعنوان نمونه یکی از رهبران “حزب مردم پاکستان” آیت الله درانی “پشتون الاصل” که گاهاً خودرا تورانی ( البته تورانی نه به مفهوم توران زمین و تورک تبار بلکه به منسوب به توری که مربوط به منطقهٔ پارا چنار “ولایت سرحد” خیبر پختون خواه میشود و از شاخه های قبیلهٔ غیلجئ میباشد) خطاب میکند۰ بقول وی هزاره ها خود شان ، همدیگر را میکشند تا با این بهانه پناهندگئ کشور استرالیا را کسب نمایند۰ و از سوی دیگر در بعضی ناحیه ها کوشش میشود که قتل عام مردم هزاره را طومار گردن بلوچهای ناسیونالیست بسازند تا با چنین افتراه به عاملان فاجعه امکان امنیت بهتری فراهم سازند۰
هزاره ها و قشر متمدن مردم بلوچستان از مدت خواهان مبارزه با خشونتگران فرقه گرایان ، طرفدار بربادئ حفره های جنایت کاران و حامئ بینقاب ساختن پیشگامان آنان بوده اند امّا هیچ کسی به فریاد آنها گوش ندادند و برعکس قتل عام هزاره ها سرعت و شدت گرفت و خشونت گران بدون در نظر گرفتن سن و سال و امتیاز مرد و زن به خون ریزی شتافتند۰
پس از فاجعهٔ جنوری ، خویشاوندان بخون خفته گان و مردم هزاره اعترضات خویش را با روش صلح جویانه ثبت تاریخ نموده و به صلح جویان جهان افتخار بخشیدند که از انعکاس آن ، پاکستان و جهان آئینهٔ موجِ صلح جویانه قرار گرفت۰ ولی با وجود آن همه شاهدند که گامی مؤثر برای پایان بخشیدن خشونت نهاده نشد و فاجهٔ غم انگیز ۱۶ فروری ثمرهٔ آن گردید۰
در حال حاضر و بظاهر دولت ، با علاقه مندی از دنبال خشونت گران کمر را بسته و به عملیات آغاز نموده است ولی باز همان شک و تردید در اذهان مردم میپیچد که آیا این بار دولت مرکزی واقعاً در انجام وظیفه اش به جدیت عمل میکند و یا نه همان آش و همان کاسه است و فقط کوشش میکند مردم هزاره را لیلئ لیلئ کرده بخواب بیبرند و خاموش بسازند۰
آیا همین خشونتگران درجایگاهٔ مجرمین ، در دادگاه ، احضار خوهند شد و یا یکبار دیگر برای آنها فرصت فرار مهیّا میگردد ؟ اگر دولت به وعده هایش صمیمت دارد بگذارید سوالم را مطرح کنم که آیا نمی شد این کار قبلاً صورت گیرد؟
آیا برای انجام همین کار لازم بود صدها تن انسان بیگناه قربانی گردند و بجای مبارزه بر علیه عاملان فاجعه ، در انتظار جنازه های خونچکان کودکان و زنان بینشینند ؟ آیا پس از این ، پسران ما بدون بیمی به مدرسه خوهند رفت؟ آیا مادران ما در هانگام شیر دادن به کودکان شان چنین سوالی در ذهنشان خطور نخواهد کرد ؛ که نو نهالان شان را که با ناز و نزاکت بزرک میکنند ، روزی نوبت آن نمیرسد که قطعات پیکر آنها را با دست خود در خریطهٔ جمع نمایند
تا جان به بدن دارم ، از درد سخن دارم ! بگذار یاد آور شوم که مدتها قبل ، دادگاهٔ عالی میتوانست فرمان “سوموتو” اش را صادر کند۰ چه کنیم که فریاد های ما به گلو خفه میشود و آنچه به لب میرسد فقط این است ؛
ایداغ ! که بر بالین من دیر رسیدی
ممنونم ازین جلوهٔ نازت ، به مزارم۰۰۰
ترجمه؛ رضا واثق
۴ مارچ ۲۰۱۳ بروکسل بلژیک

………………………………….
خوانندگان محترم…
مقالهٔ جناب حسن رضا چنگیزی گرچه قطره ایست از در یای غم بی پایان و روان ولی با آنهم آئینهٔ تمام عیار تاریخ خونبار و غم انگیز چندین سالهٔ مردم هزاره در شهر کوئته است که بشما اهدا نموده و قضاوت را هم بشما سپرده است تا شما در فردا و فرداها شاهد باشید و آنگه که صلح و عدالت و عشق جاگزین جنگ و قتل و غارت و نفرت گردد ، در حضور آفتاب و در جمع انسانهای با وجدان شهادت دهید که بر هزاره چه ها گذشت وچرا؟
و تا آنزمان نجوای گله آمیز لاله های سرخ را همواره باخود زمزمه نمائید؛
ایداغ ! که بر بالین من دیر رسیدی۰۰۰
مترجم

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.