شیطان کبیر و دانه های تخم زمینی

 شیطان کبیر و دانه های تخم زمینی

بتاریخ 5 ژونیه 1977، هنگامی که ژنرال ضیا الحق توسط یک حرکت نظامی، دولت منتخب ذوالفقار علی بوتو نخست وزیر پاکستان را از بین برده و خود قدرت را در دستگرفت اکثر افراد از این قضیه غافل بودند که تغییراتی بزرگ در کشور همسایه، افغانستان، نیز نزدیک به وقوع بود.27 آوریل 1978، روزی که در افغانستان دولت سردار داود سرنگون گردیده و نور محمد ترکی، رهبر حزب دیموکرات خلق افغانستان به عنوان اولین رئیس جمهور دولت جدید کمونیستی انتخاب شد، آن وقت از حکومت-نظامی (مارشل لاء) ضیاء در پاکستان، فقط 9 ماه گذشته بود 

و در 11 فوریه 1979، زمانیکه دولت رضا شاه پهلوی، شاه سابق ایران، رد شده و آیت الله خمینی با شعارهای انقلاب اسلامی وارد تهران گردید، آن زمان از قیام حکومت کمونیستی در افغانستان صرفاً 10 ماه گذشته بود.انجام یافتن این تغییرات در مدت بسیار کوتاه یک سال و نیم برای خیلی ها شاید فقط یک اتفاق بنظر برسد، اما کسانیکه باورمند تئوری-توطئه آمیز (Conspiracy theories) هستند، این حوادث مکرر در منطقه را به هیچ عنوان یک تصادف زیبا نه پنداشته، و آن را بخشی از پروژه ی از قبل طی شده میدانند.چنین افراد بدین باورند که این تغییرات در واقع بخشی از بازی شطرنج بین دو قدرت جهانی بوده که با هم بازی میکردند، در حالیکه جنرال ضیاء و رهبر کموینست افغانستان فقط مهره ی در این بازی شطرنج بودند که در وقت مناسب بشکل بسیار دردناک قربانی شدند.

جالب توجه این است، که جمهوری اسلامی ایران، که شعار مورد علاقه اش «مرگ بر آمریکا» بود، خیلی وقت خود را از این بازی بین المللی دور نگهداشته نتوانست و در مطابقت با خواسته های «شیطان کبیر»، آمریکا، بحیث یک مهره وارد میدان گردید.همانطوری که ضیاء الحق با شعار بلند «نجات-دهی اسلام و بستن راه سیل سرخ» تمام کشور را بنام جهاد، برای منافع آمریکا به جنگ کشید، بطور مشابه ایران نیز در افغانستان گروه های مورد نظرش را برای جهاد علیه شوروی تحریک نموده و مستقیما به آمریکا کمک فراهم نمود.

در جهاد افغانستان، مشارکت ایران برای آمریکا از یک رحمت و برکت کم نبود، که از یک سو بشدت شعارهای «مرگ بر آمریکا» سر میداد، و از سوی دیگر با فراهم-سازی سلاح و حمایت مالی با گروه های درگیر در جهاد با اتحاد جماهیر شوروی، برای تکمیل نمودن منافع آمریکا مشفول بود.این مسلم است که ژنرال ضیاء در برابر خدمات جهادی اش سالانه میلیاردها دالر از آمریکا دستمزد می گرفت که وی آن را به «دانه های تخم زمینی» شباهت میداد. پرداخت این دستمزد مسئولیت کشورهای عربی بود، و همین کشورهای عربی مصارف سنگین دیگر این جهاد را نیز بدوش داشتند.

هیلری کلنتون، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا نقش کشورش را در جهاد افغانستان بطور علنی اعتراف نموده گفته است که، «ما باید این را در ذهن داشته باشیم که امروز کسانیکه ما علیه شان میجنگیم، بیست سال قبل ما خود روی آنها سرمایه گذاری کرده بودیم. این کار را ما بخاطری انجام دادیم چون که آن وقت ما علیه اتحاد جماهیر شوروی میجنگیدیم؛ که بر افغانستان حمله کرده بود. ما نمیخواستیم که آنها کنترل آسیای مرکزی را در دست گیرند، بنابراین ما کارهای خود را آغاز کردیم. در این مورد دولت ریگان با کنگره، که در آن دیموکراتها در اکثریت قرار داشتند، مشورت کرد. آنها گفتند درست است، بیاییم با ارتش پاکستان و آی اس آی معامله کنیم و از عربستان سعودی و کشورهای دیگر مجاهد استخدام کنیم تا آنها مارک وهابی اسلام را در آنجا بیآورند و با شوروی مبارزه کنند.در نتیجه اتحاد جماهیر شوروی شکست خورد و میلیاردها دالر خصاره برداشت که در نهایت سبب فروپاشی آن شد. امروز ما هر چه درو میکنیم محصول همان کاشته-ها است که ما خود کاشته بودیم.»

در برابر دانه های تخم زمینی، در جهاد آمریکا علیه اتحاد جماهیر شوروی، نقش ما (پاکستان) چه بود؟

در این مورد مدیر سابق ای ایس ای و یک از اشخاص مهم در جهاد افغانستان، بریگیدیور محمد یوسف در کتاب اش، شکست روسیه (The Bear Trap)، مینویسد:

«اگر چه ولیام کیسی (رئیس سی آی ای) این را پیشنهاد نموده بود که [در دولتهای آسیای مرکزی] چنین کتابهای تبلیغی بفرستیم که در آن ستم های روسی-ها بر ازبکها ذکر شده باشند، اما پافشاری من این بود که ترجمه های روسی و ازبکی قرآن شریف بهتر خواهد بود. در نتیجه، سی آی ای برای ما ده هزار قرآن شریف بسته بندی و آماده نمود که در آن مناطق فرستاده شدند.

در سال 1988 ما یکبار دیگر نسخه های بیشتری قرآن شریف تقاضا نمودیم که برای ما ارائه گردید. شرایط بطور غیر منتظره امیدوار کننده بود. تعداد کثیری جوانان خون-گرم از ما سلاح طلبیدند و خواستار اجازه شدند تاکه بلافاصله در مناطق شان جهاد را آغاز کنند، در این حال جوانان متعددی برای جنگ در کنار مجاهدین در افغانستان تمایل نشان دادند.» صحفه 264-257

با اشاره به کارکردهای پاکستان در جهاد آمریکایی ها در افغانستان، بریگیدیور یوسف در کتاب ذکر شده اش این را نیز یاد آور شده که:

«از سالهای 1981 تا 1984 ما سربازهای پاکستانی را بطور منظم و رسما به افغانستان میفرستادیم. این حرف را من چنین واضح به این دلیل میگویم چون که آنها را خودم انتخاب نموده و قبل از رفتن کارهای شان را به آنها به جزئیات می فهماندم. من میخواهم این را روشن کنم که آنها بخاطر جاسوسی نمیرفتند بلکه آنها رسما عضو ارتش پاکستان بودند که با برادران افغان شان در جهاد عملا شریک می شدند. این افراد مجاهدین را بشکل حرفه ای نظر داده و بطور مشاور آنها کار میکردند. منفجر نمودن لوله های نفت، حمله کردن به فرودگاه ها توسط موشک و کمین نمودن، شغل خاص آنها بود. معمولا در تیم ما یک افسر، یک جونئیر کمشند افسر، و یک نان-کمشند افسر شامل بودند. یکی از اینها باید به زبان پشتو تسلط میداشت. من هر عضو تیم را تاکید میکردم که او به هیچ شکل دستگیر نشود. در تیم ما افراد در هنگام آموزش ریش میگذاشتند و مانند آنها [مجاهدین] لباس میپوشیدند تا شناخته نشوند.» صحفه 157-159

بخاطر موفقیت این جهاد «مقدس» هنگامی که آمریکا با پاکستان، کشورهای عربی و دیگر اتحادیه هایش شریک شده برای گروه های جهادی سنی مذهب افغانستان ائتلاف هفت گروهی تشکیل داد، آنسوی دیگر ایران برای گروه های شیعی ائتلاف هشت گروهی ساخته آنها را در میدان وارد کرد، که در نتیجه ی جهاد و جنگهای داخلی، کابل را به خرابه و افغانستان را به قبرستان تبدیل نمودند. این حرف برای مردم همیشه شگفت انگیز بنظر رسید که چرا ایران، ظاهراً بزرگترین دشمن آمریکا در منطقه، با مصارف خودش در بازیهای جهادی که برای منافع آمریکا بود، وارد شد؟

مواجه ساختن اتحاد جماهیر شوروی به شکست آنقدر سحرانگیز و خوشآیند بود که پاکستان و ایران تصور نتوانستند که در بازی کردن نقش سربازان استخدام-شده برای فروپاشی یک قدرت جهانی، آنها مردم منطقه را به چه مشکلات دردناک دوچار ساخته اند.

در این بازی شطرنج با قربانی نمودن صدها هزار عسکر برعلاوه چند مهره ی مهم، و مات کردن «خرس قطبی» یعنی اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا دستش را پاک کرده رفت، اما در اثر آن، زوالی که در توازن قدرت در جهان بوجود آمد، نتیجه اش این شد که امروز آمریکا، یگانه قدرت بزرگ جهانی، بشکل یک گاو وحشی هر طرف خواست دویده و چیزهای سر راهش را زیر پا کرده میگذرد.

پرسش اینجاست که در جنگ آمریکا وارد شده پاکستان و ایران چه بدست آوردند؟

بجز این که تمام منطقه را در جنگهای مذهبی عرب-غیرعرب و  جنگهای پراکسی قرار داده شد. با وجود تحریم های اقتصادی آمریکا، ایران با ثروت نفتی اش امروز به هر شکل در محفوظ نگهداشتن خود کامیاب شد، اما پاکستان از شعله های بنام جهاد در منطقه، نتوانست خود را در امن نگهدارد و بخاطر حماقت هایش تمام کشور به یک پرورشگاه جهاد تبدیل گردید.

برای ایجاد افغانستان بحیث ایالت پنجم خود و زیر تسلط نگهداشتن حکومتهای آسیای مرکزی ما (پاکستان) پشت سر هم آزمایش های ناموفق انجام دادیم. برای ایجاد حکومت دلخواه خود در افغانستان، گاهی در اسلام آباد برای مجاهدین محفل گرفتیم و یا گاهی برای رهبران جهادی در پیشاور میله تنظیم کردیم، گاهی دستهای شان را بر قرآن گذاشته از آنها وعده های وفاداری گرفتیم و گاهی هم در کعبه برده از ایشان برای مطیع بودن سوگند گرفتیم.

وقتی برای تسخیر کابل این مجاهدین مصروف کشت و خون یکدیگر بودند ما (پاکستانی ها) نیرویی جدید بنام طالبان تشکیل دادیم تا از مشکلات همیشگی رها شویم.

طالبان در افغانستان چه انجام دادند و بعد از شکست در آنجا [توسط آمریکا]، آنها در پاکستان چه فاجعه برپا نمودند، امری نیست که نیاز به گفتن باشد چون این یک داستانِ از یاد رفته-ای گذشته نیست، بلکه قصه امروزی است که ما همه روزه میشنوییم.

امروز رهبران و سیاستمداران ما (پاکستانی ها) از گفتن این خسته نمیشوند که «این جنگ ما نیست» اما کاشکه وقتی ما توسط سی آی ای قرآن چاپ کرده در جهاد افغانستان برکت میریختیم آنوقت کدام منور حسن (رئیس جماعت اسلامی پاکستان)میگفت که قرآن را در این جنگ نبرید چون این جنگ ما نیست.

ای کاش آنوقت که کابل را به خرابه و افغانستان را به قبرستان تبدیل میکردند یک عمران خان (رئیس تحریک انصاف پاکستان)در خیابانها به اعتراض می نشست و میگفت که در این جنگ وارد نشوید چونکه این جنگ ما نیست و کاش آنوقت که طالبان در درختها، پایه ها و چهار راه های افغانستان اجساد انسانهای قربانی شده را آویزان میکردند کدام چودری نثار (وزیر داخلہ پاکستان)از جایی بلند میشد و با فریاد میگفت که از این جنگ دور باشید چونکه این جنگ ما نیست…

اگر چنین میبود، بدون تردید، کنوناً ما (پاکستانی ها)  این روز را شاهد نمیبودیم. اما آنوقت ما مشغول لذت بردن از دانه های گرم و میده ی تخم زمینی بودیم.

نوشتہ  ۔ حسن رضا چنگیزی                                  ترجمہ ۔ امید بیدار

 

One thought on “شیطان کبیر و دانه های تخم زمینی

  • 09/01/2015 at 5:05 pm
    Permalink

    سلام لطفا مطالب خود را اگر امکان دارد به فارسی نیز ترجمه کنید

    Reply

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.